۱۳۹۰ خرداد ۲۴, سه‌شنبه

شارلاتانيزم آخوندي - قسمت دوم

 سکانس اول: نظر آخوند در مورد حق راي زنان

آذر 1341

مجتهدي بنام روح الله خميني، پيرو خبري تاييد نشده در چند روزنامه تهران مبني بر اينکه دولت امير اسدالله علم در نظر دارد در انتخابات انجمن هاي ايالتي و ولايتي براي بانوان نيز حق راي قائل شود از حوزه علميه قم تلگرامي بدين شرح به تهران مخابره کرد:

حضور مبارک اعليحضرت همايوني، طهران. پس از اداء تحيت و دعا، بطوريکه در روزنامه ها منتشر شده دولت در انجمن هاي ايالتي و ولايتي به زنها حق راي داده است و اين امر صريحا خلاف مقررات اسلام است و موجب نگراني شديد علما و ساير طبقات مسلمين شده است. مستدعي است امر فرماييد اين قبيل مطالب را از برنامه هاي دولتي و حزبي حذف نمايند تا موجب دعاگويي ملت مسلمان شود. قم، الداعي روح الله الموسوي الخميني.

همانروز بيانيه شديد الحني نيز از جانب وي در شهر قم انتشار يافت که در آن گفته شده بود "دادن حق راي به نسوان امري صريحا خلاف مقررات اسلام است و بايد از آن خودداري شود. دستگاه حاکمه از اين راه به احکام مقدسه اسلام تجاوز کرده و نواميس خانواده هاي مسلمان را در معرض خطر قرار داده است"

در نهم اسفند ماه همان سال بمناسبت اينکه تساوي کامل حقوقي زنان و مردان ايراني توسط پادشاه بطور رسمي اعلام شده بود، از جانب همين ايت ا... به اتفاق چند آيت ا... ديگر اعلاميه اي بدين مضمون در قم منتشر شد:

تصويب نامه اخير دولت راجع به شرکت بانوان در انتخابات از نظر شرع بي اعتبار و از نظر قانون اساسي لغو است.  امضاء مرتضي الحسيني لنگرودي، احمدالحسيني الزنجاني، محمد حسين طباطبائي، محمدالموسوي يزدي، محمدرضا الموسوي گلپايگاني، سيد کاظم شريعتمداري، روح ا... الموسوي الخميني، هاشم الاملي، مرتضي الحائري.

خود روح ا... خميني نيز بطور جداگانه بيانيه داد که "دستگاه جائر در نظر دارد تساوي حقوق زن و مرد را تصويب و اجرا کند و از اين راه احکام ضروري اسلام را زير پا بگذارد"

پس از تصويب لوايح ششگانه انقلاب سفيد در سال 1342 يکبار ديگر روح الله خميني اعلام کرد "روحانيت ملاحظه مي کند که دولت مذهب رسمي کشور را ملعبه خود قرار داده و اجازه مي دهد گفته شود قدمهايي براي تساوي حقوق زن و مرد معتقد باشد احکام ضروري اسلام را لغو نموده و اسلام تکليفش را تعيين کرده است"

با تحريکات خميني و بر انگيخته شدن عصبيت و تعصب مذهبي شمار زيادي از مردم قم و گروه بزرگي از متعصبين اين شهر به سوي پايتخت براه افتادند و در پانزده خرداد آن سال در نزديکي تهران درگيري خونيني ميان آنان با قواي انتظامي روي داد که هزاران نفر کشته و زخمي بر جاي گذاشت.

در همين ضمن در قسمتي از بازار تهران نيز اجتماعات برنامه ريزي شده اي تشکل يافت  که در خيابانهاي مرکزي شهر به دادن شعار و آتش زدن اتومبيل ها و اتوبوس ها و حمله به سالن ورزشي پارک شهر و شکستن  شيشه هاي ادارات دولتي و آتش زدن بانک ها و مغازه ها و سينما ها و حمله به بانوان بي حجاب و هجوم به اتوبوس هاي حامل دختران مدارس و ضرب و شتم آنها پرداختند.

نظير همين عمليات در مشهد و شيراز و کاشان و چند شهر ديگر نيز انجام گرفت... در همه موارد الغاي قانون تساوي حقوقي زنان و مردان شعار اصلي بلوا کنندگان بود. بدنبال اين خشونت ها، خميني بعنوان عامل اصلي خونريزي ها، همراه با عده ديگري بازداشت شدند.

سکانس دوم بعد از انقلاب

فروردين 58

پس از پيروزي انقلاب براي کسب آراي 98 درصدي در رفراندم و مشروعيت چهره نظام اسلامي در دنيا، قانون ضد اسلام و طاغوتي حق راي زنان که خميني ملعون آنهمه برايش بلوا بپا کرد به رسميت شناخته شد:

پيروزي در رفراندم را ما بخصوص از شما بانوان داريم، شما در صف جلو بوديد و حق خودتان را خواستيد. بحمدالله امروز آزادي براي همه شما حاصل است.

در ديدار جمعي از بانوان دانشجو، جماران، 23 فروردين 1358

هم براي انتخابات مجلس موسسان و هم براي انتخابات مجلس شوراي اسلامي به مجاهدت شما بانوان احتياج داريم که همگي راي بدهيد مرد و زن همه بايد آزادانه راي بدهند. اشخاصي را انتخاب کنيد که براي اسلام (بخوانيد آخوندها) نافع باشند، نه خائن. سلام بر شما بانواني که در صف اول مجاهده هستيد.

در ديدار با نمايندگان بانوان کرمانشاه و دزفول، جماران، 17 فروردين 1358

اکنون اين سوال را بايد از خميني پرسيد که سال هاي 41 و 42 مردم را بخاطر چه چيزي به خيابانها کشاندي؟ و باعث برانگيخته شدن آتش تعصب و خشم و آزار و تجاوز به دختران و زنان بي حجاب شدي؟

اگر حق راي زن مخالف اسلام بود چطور شما براي بدست آوردن مشروعيت خودتان در سال 58 از آن استفاده کرديد ولي در سال 41 مردم متعصب را بر عليه آن شورانديد و عصبيت آنها را شدت بخشيديد و به تعصب و جهلشان دامن زديد و آنرا افزون کرديد؟

هموطن! آنچه مارا آسيب پذير کرده نه شاه بود نه آخوند نه آمريکا نه انگليس و نه هيچ قدرت ديگري، بلکه رخنه افکار پوچ و بي اساس اسلام و تعصب مردم نسبت به اين دين دروغين بت پرستي که باعث عمل و عکس العمل هاي افراطي در جامعه مي شود احکام اسلام (1- حکم احمقانه شلاق براي خوردن شراب که دانشمندان ثابت کردند مقدار کم آن براي مغز و بدن مفيد مي باشد؛ 2- احکام عقب افتاده و تعصب آميز در مورد حجاب 3- احکام احمقانه در مورد روابط جنسي زن و مرد و هزاران حکم احمقانه ديگر که قبايل بدوي عرب هم آنها را ننگ مي دانستند ولي بزور شمشير و به اسم خدا آنها را در مغزهاي ما تزريق کردند)  ما را آسيب پذير کرده. تا وقتي که تعصب اسلام (يعني دين بت پرستي "عبادت حجرالاسود و خانه سنگي به اسم عبادت خدا" و عبادت مقبره ها به اسم عبادت خدا" که عين شريک قائل شدن براي خدا درعبادت است) در بين مردم حاکم باشد ما هرگز رنگ آزادي را نخواهيم ديد.



۱۳۹۰ خرداد ۲۲, یکشنبه

شارلاتانيزم آخوندی


سکانس اول

قبل از پيروزي انقلاب  در کتاب کشف الاسرار نوشته خميني.

ابوبکر و عمر با قران مخالفت کردند و احکام خدا را بازيچه قرار دادند و از پيش خود حلال و حرام درست کردند و به فاطمه دختر پيغمبر و اولاد او ستم ها روا داشتند و به دستورات خدا و احکام دين جاهل بودند.

ابوبکر جمله اي مخالف آيات صريحه قران به پيغمبر اسلام نسبت داد و با نص صريح آيه قران مخالفت کرد و حکم پيغمبر را درباره زکات اسقاط کرد و عمر بر خلاف حکم خدا و پيغمبر او متعه زنها را حرام کرد و در خانه پيغمبر را آتش زد. (ص 110)

مخالفت ابوبکر و عمر با قرآن در حضور مسلمانان يک امر خيلي مهمي نبود، زيرا مسلمانان يا داخل در حزب آنها و در مقصود با آنها همراه بودند، يا اگر همراه نبودند جرات حرف زدن را در مقابل آنها نداشتند و اگر هم گاهي يکي از آنها حرفي مي زد به سخن او ارجي نمي گذاشتند – (ص 119)

اگر عمر آخر امر مي گفت که خدا يا جبرئيل يا پيغمبر در فرستادن يا آوردن فلان آيه اشتباه کردند يا سفيه و مهجور شدند سنيان نيز از جاي بر مي خواستند و متابعت مي کردند، چنانکه در آنهمه تغييرات که در دين اسلام داد متابعت از او کردند و قول او را به آيات قرآني و گفته هاي پيغمبر مقدم داشتند (همان ص 130)

سکانس دوم

پس از پيروزي انقلاب و تشنج بين شيعه و سني.

دستهاي ناپاکي که بين شيعه و سني اختلاف مي اندازند نه شيعه هستند و نه سني. ايادي استعمارند. اينها هستند که نمي گذارند اتحاد بين تشيع و تسنن صورت بگيرد. از ملي گرايي خطرناکتر ايجاد اختلاف بين  اهل سنت و جماعت با شيعيان است.

(پيام به زائران ايراني حج، 16 شهريور 1360)

مخالفان اسلام مي خواهند بين برادرهاي شيعه و سني اختلاف ايجاد کنند. اينها خير خواه  شيعه و سني نيستند، با اسلام مخالفند.

در ديدار با ائمه جمعه خراسان و قم و تهران، جماران 21 خرداد 1362



۱۳۹۰ خرداد ۱۶, دوشنبه

اسلام را بيشتر بشناسيم


من نمي دانم چگونه مي توانيد اين را هضم کنيد و اسلام را متمدن بشناسيد.

اگر اسلام را يک مکتب باستاني که مربوط به 1500 سال پيش است و متعلق به قبايل غير متمدن بخش بسيار کوچکي از عربستان بدانيم قابل پذيرش است و منطقي هم هست.

ولي اگر آنرا از طرف خدا بدانيم قابل پذيرش نيست چون

اولا احکام آن شکل خيلي ساده و تغيير يافته همان رسوم قبايل بخشي از عربستان است تاکيد مي کنم بخشي از عربستان چون همان زمان قبايلي بودند که کارشان کشاورزي و صنعت گري بوده در حالي که جايي که اسلام ظهور کرده جايي بوده که راهزنها در آنجا بيشتر بودند تا صنعتگران.

و قوانين فعلي اسلام شکل اندکي بهبود يافته احکام پست ترين قبايل عرب است به عنوان مثال خمس که يکي از احکام اسلام است در قبايل عرب وجود داشته ولي در آن زمان يک چهارم غنايمي که از جنگها مي بردند را به رئيس قبيله تقسيم مي کردند ولي در اسلام مترقي! اين قانون از طرف خدا! به يک پنجم تغيير يافت!.

بعضي از قوانين هم در آن زمان مترقي تر بوده اند مثلا اگر بين دوقبيله جنگي در مي گرفت و عده اي اسير مي شدند اعراب قبل از اسلام، اين اسرا را با نشانه اي (کچل کردن قسمتي از سر آنها) آزاد مي کردند و آنها را نمي کشتند چون کشتن را بسيار بد مي دانستند و آزاد کردن اسير را نشانه جوانمردي خود مي دانستند در حالي که اسلام به بهانه هاي (کفر، منافق،...) تا مي توانست براي ما تمدن به ارمغان مي آورد.

براي اينکه حقانيت اسلام زير سوال برود همين يک مسئله کافي است که ديني که خود را مترقي ترين و پيشرفته ترين مکتب معرفي مي کند چطور به خودش اجازه مي دهد بقيه مکاتب چه الهي و چه غير الهي را رد کند و انسانهايي که به چنين مکاتبي روي آورده بودند را نجس(مدفوع) بداند.

اين با کدام اصل تمدن سازگار است؟



من هم آيه اي مثل قران آوردم


به نام خداوند بخشنده مهربان

خداوندي که دوستدار بشر است و به دين او کاري ندارد.

خداوندي که اجازه تجاوز به انديشه و عقايد و حريم خصوصي انسانها را نمي دهد.

خداوندي که به انسان آزادي داده که چه بخورد، چه بنوشد و چطور بپوشد و چيزي را بر انسان حرام نکرده بلکه به انسان عقل داده تا خوب و بد و مصلحت خودش را تشخيص بدهد.

خداوندي که انسانهاي با محبت را دوست مي دارد و انسانهاي کينه توز را دوست نمي دارد.

خداوندي که عشق را دوست مي دارد و نفرت را دوست نمي دارد.

خداوندي که جز محبت و کمک به ديگران را عبادت نمي داند.

 



۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

تاريخ عرب قبل از اسلام


کتاب: تاريخ عرب قبل از اسلام
نويسنده: عبدالعزيز سالم
مترجم: باقر صدري نيا
چاپ نخست: 1380
شمارگان: 500 نسخه


بخش پنجم از اين کتاب (اوضاع اجتماعي و ديني) را حتما بخوانيد، در مورد اوضاع اجتماعي و ديني و مناسبات اجتماعي اعراب قبل از اسلام است. زنان در آن جامعه داراي ارزش و احترام بوده اند و پا بپاي مردان در عرصه هاي اجتماعي حضور داشتند حجاب هم در آن دوره اجباري نبود. البته زنان باحجاب هم بودند.

تجارت و بازرگاني و کشاورزي و دامداري شغل مردم آن عصر بوده و هيچ ديني خود را به اديان ديگر تحميل نمي کرد.

البته هر قبيله اي دين خود را داشت

مردم عرب با توجه به مناسبات و شرايط آن زمان زندگي مي کردند.

ارزشهاي اجتماعي براي خودشان داشتند نظير (سخاوت، شجاعت، عفت و پاکدامني، و وفاداري)

بسياري از قوانين فقهي اسلام هم از آن دوره(جاهليت) گرفته شده نظير :
1 - جزيه (برگرفته از فديه)
2 - قصاص
3 - ديه 
4 - انفاق

بررسي شکل به ارث برده شدن قوانين اسلام از قوانين حاکم بر قبيله قريش بسيار جاي تامل دارد.

اين کتاب با معرفي 230 رفرنس، دست آخوندهاي دروغگو را در مورد حقيقت اسلام رو مي کند
و چالش جدي برايشان ايجاد مي کند



۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

بهشت قران

توصيف بهشت قراني

1- نهرهاي آب روان جاري است

2- هر ميوه اي که در جهان سراغ داريد در آن وجود دارد

3- براي پرهيزکاران مونث، پسرکان قشنگ

4- براي مومنان مذکر، پري و حوري

در سوره الرحمن آيه 55 به حوريهاي بهشتي اشاره شده که در آنجا هستند و دست هيج
مردي يا جني به آنها نخورده است و مثل ياقوت زيبا و مثل مرجان دوست داشتتي
هستند.

بهشت جايي است مملو از درخت هاي انار و خرما، حوري هايي که کنار متکاي سبز روي
گليم هاي زيبا لم داده اند

در سوره محمد آمده است که در بهشت بجاي رود آب، شير جريان دارد بجاي آب شراب
وجود دارد.

در بهشت توان جنسي انسان 70 برابر مي شود.

-----------------------------------------------

بهشت قران جايي است که هيچ خبري از شرف و غيرت در آن نيست حتي از کثيف ترين و
پست ترين جاهاي روي زمين هم کثيف تر و پست تر است.

بهشت قران کثيف ترين و حقير ترين جايي است که مي تواند وجود داشته باشد

و فقط براي اعراب جاهل چنين مکاني بهشت است براي هيچ انسان با شرفي چنين جايي
بهشت نيست.

جايي که فقط صفات حيواني در آن ارضا مي شوند

واقعا در بهشت قران، آيا مي توان رنگي از شرافت و کمال و صفات بزرگ انساني پيدا
کرد؟

جايي است که حيوان صفتها به رذالت مشغول مي شوند.

از همه انسانهاي باشرافتي که اين مطلب را مي خوانند عاجزانه، عاجزانه، عاجزانه
مي خواهم روزي صد بار لعنت به پيامبر اسلام و دوستانش که به رشد صفات حيواني در
جامعه ما دامن زدند بفرستند.

مطمئن باشيد خداي حقيقي از اين کار شما راضي و خشنود مي شود چون الله، خدا نيست
بلکه بت مکه است که بر بتهاي ديگر غلبه کرده؛ و اسلام، جاهليت را مقدس، و آنرا
جهانگير کرده است و خدا در قلب و جان انسانها جاي دارد نه در يک خانه سنگي.